فروشگاه ماکلیک کنخبری نو بیا تو

کد نمایش پیغام

ژل افزایش دهنده قد
 
....**...


سلام
به وب مهندسی پزشکی خوش آمدید
امیدواریم که بتونیم نظر شما رو با مطالبی که میزاریم جلب کنیم.
جهت همکاری میتوانید با ما تماس بگیرید.یا حق


مدیر سایت : امیر کمالی
تبادل لینک هوشمند
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مهندسی پزشکی
غریبی بی شعاریست
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 14 مرداد 1391 :: نویسنده : امیر کمالی

انسولین هورمونی است که از سلولهای بتای جزایر لانگرهانس غده لوزوالمعده ترشح می‌شود. ساختمان آن از دو زنجیره پلی‌پپتیدی ا و ب ساخته شده که بوسیله پیوندهای دی‌سولفور به یکدیگر متصل شده‌اند. نقش این هورمون در تنظیم قند خون ( گلوکز ) شناخته شده است. ژن انسولین در روی بازوی کوتاه کروموزوم شماره ۱۱ قرار گرفته است.

دید کلی
متابولیزم کربوهیدراتها ، لیپیدها و پروتئینها تحت کنترل و تنظیم خیلی دقیق بوده که این اعمال بوسیله هورمونهای مترشحه از لوزوالمعده صورت می‌گیرند. لوزوالمعده از دو نوع غده مترشحه کاملا متمایز تشکیل یافته است. یکی غده‌ای برون‌ ریز با ساختمان خوشه‌ای که ترشحات خود را برای کمک به هضم مواد غذایی در دوازدهه می‌ریزد و دیگری غده‌ای درون ریز که از جزایر موسوم به جزایر لانگرهانس تشکیل یافته است. جزایر لانگرهانس که در تمام بافت لوزوالمعده پراکنده هستند ، مجموعه‌هایی تخم مرغی شکل متشکل از چهار نوع سلول مترشحه ( ا ، ب ، د و فاط ) با وظایف متفاوت هستند.
ب جزایر لانگرهانس صورت می‌گیرد. در این حالت انسولین به صورت پیش هورمون است و پس از تغییر و تحولاتی که در ساختار آن ایجاد می‌شود به انسولین تبدیل می‌شود. ترشح انسولین به جریان خون پیچیده بوده ، بطوری که یون کلسیم در آن نقش داشته و در نتیجه بوسیله عمل اگزوسیتوز محتویات دانه‌های ترشحی به محیط خارج سلولی ترشح می‌شود. گلوکز محرک ترشح انسولین است. به این صورت که گیرنده‌های اختصاصی گلوکز بر روی سلولهای بتا ، تحریک ترشح انسولین را در زمانی که گلوکز خون زیاد می‌شود ، انجام می‌دهند.

تاریخچه
برای اولین بار در سال ۱۹۲۱ بوجود انسولین در عصاره جدا شده از جزایر لانگرهانس پی برده شد و به سرعت اثرات آن در کاهش قند خون شناخته شد و پس از مدت کوتاهی انسولین گاو و خوک در درمان بیماری قند در انسان مورد استفاده قرار گرفت. انسولین نخستین پروتئینی بود که: خواص هورمونی آن شناخته شد ، به صورت کاملا خالص و متبلور تهیه شد ، نوع و ردیف اسیدهای آمینه آن تعیین گردید و از راه مصنوعی تهیه شد. پروتئین پیش ساز آن شناخته شد و بالاخره اولین پروتئینی بود که به کمک روشهای تولید دنا نوترکیب ( رکمبیننت دنا ) برای مصارف تجاری تهیه شد.
دو زنجیره پپتیدی ا و ب تشکیل یافته است. تعداد اسیدهای آمینه در زنجیره‌ها که در زنجیره ا برابر ۲۱ و در زنجیره ب برابر ۳۰ می‌باشد ، در انسولینهای جدا شده از اغلب گونه‌های حیوانی ثابت است. این دو زنجیره به کمک دو پل دی‌سولفور ، یکی بین اسیدهای آمینه شماره ۷ از دو زنجیره و دیگری میان اسیدهای آمینه شماره ۲۰ از زنجیره ا و شماره ۱۹ از زنجیره ب با یکدیگر اتصال دارند. علاوه بر این ، ریشه‌های اسید آمینه ردیف ۶ و ۱۱ در داخل زنجیره ا بوسیله پیوند دی‌سولفور به یکدیگر متصل هستند. مکان این پیوندها در گونه‌های مختلف ، ثابت است.

پژوهشگران با بررسی اثرات تغییرات شیمیایی هر یک از اسیدهای آمینه در ردیفهای مختلف ساختمان انسولین موفق شده‌اند ، قسمتهایی از ساختمان انسولین را که برای بروز اثرات زیست شناختی آن ضروری هستند را تعیین کنند. انسولین در غلظتهای فیزیولوژیک به صورت یک مونومر ساده می‌باشد و در غلظتهای بالاتر ، انسولین پلیمریزه شده و ساختمان کمپلکس را به خود می‌گیرد و یونهای روی ( زنن ) نقش بسیار مهمی را در ایجاد این کمپلکس بر عهده دارند.

بیوسنتز انسولین
بیوسنتز انسولین و بسته بندی هورمون به صورت دانه‌های ترشح کننده با نظم معین در درون سلولهای بتا جزایر لانگرهانس غده لوزوالمعده صورت می‌گیرد. ابتدا هورمون به صورت پری پرو انسولین توسط ریبوزومهایی که بر روی شبکه آندوپلاسمی خشن سلولها قرار گرفته‌اند ساخته می‌شود. این پیش ساز که دارای ۲۳ اسیدآمینه آب گریز بنام قطعه رهبر است به داخل شبکه آندوپلاسمی هدایت می‌شود. در داخل شبکه این قطعه جدا شده و پیش ساز به "پرو انسولین" تبدیل می‌شود. آرایش فضایی این مولکول به صورتی است که شرایط ایجاد پلهای دی‌سولفور را فراهم می‌سازد.

در ساختمان پروانسولین ، از جهت ریشه آمین اتنهایی ، ابتدا زنجیره ب قرار گرفته که با یک رشته اسید آمینه به نام "پپتید س" متصل شده و انتهای دیگر پپتید س با زنجیره ا پیوند یافته است. پروانسولین به داخل دستگاه گلژی منتقل شده تا تحت تاثیر آنزیمهای پروتئولیز کننده ، مولکولهای انسولین آزاد می‌شوند که پس از تجزیه دو زنجیره ا و ب پپتید س آزاد می‌شود. دو زنجیره ا و ب بوسیله پیوندهای دی‌سولفور به هم متصل می‌شوند و انسولین کامل را بهجود می‌آورند. ساختمان و شکل دانه‌های ترشح کننده انسولین در حین عبور از داخل غشای پلاسمایی تکمیل می‌شود. این هورمون با یون روی ترکیب شده و هگزامرهایی را تشکیل می‌دهند. این دانه‌ها تحت تاثیر تحریکات خاصی با غشای سلول درآمیخته و محتوای خود را به روش اگزوسیتوز به خارج می‌ریزند.

سیستم تنظیم ترشح انسولین
اثر گلوکز

افزایش گلوکز خون ، مهمترین عامل فیزیولوژیک تنظیم کننده ترشح انسولین است. غلظت گلوکز خون در حالت ناشتا (۸۰ - ۱۰۰ میلی گرم درصد) آستانه غلظتی است که تجاوز از آن با تحریک ترشح انسولین همراه است. و بیشترین اثر محرک گلوکز زمانی حاصل می‌شود که غلظت آن در خون به حدود ۵۰۰ - ۳۰۰ میلیگرم درصد برسد.

اثر اسیدهای آمینه ، اسیدهای چرب و ترکیبات کتونی
غذاهای غنی از پروتئین ، ترشح انسولین را تحریک می‌نمایند و اسیدهای آمینه آرژینین ، لیزین و لوسین از محرکهای قوی ترشح انسولین هستند. اثر غلظتهای فیزیولوژیک اسیدهای چرب و ترکیبات کتونی در تحریک ترشح انسولین بسیار ضعیف است.

اثر سایر هورمونها
تعداد زیادی از هورمونها در ترشح انسولین موثر هستند. پلی‌پپتید مهار کننده معده‌ای (گیپ) ، غلظتهای زیاد گاسترین ، سکرتین و گلوکاگن روده‌ایاز طریق افزایش غلظت امپ حلقوی داخل سلولی ، در تحریک ترشح انسولین شرکت دارند. اثر غلظتهای زیاد و طولانی هورمون رشد ، کورتیزول ، لاکتوژن جفتی ، استروژن و پروستروژن نیز منجر به افزایش ترشح انسولین می‌گردد.

اثر انسولین در تبادلات غشاهای سلولی
سرعت واکنشهای فسفوریلاسیون گلوکز و متابولیسم گلوکز در سلولهای عضلانی و بافت چربی با سرعت انتقال گلوکز به داخل سلول متناسب است. گلوکز و قندهای شبیه به آن برای عبور از غشا سلول نیاز به حامل دارند و در اغلب بافتها انسولین نقش تقویت کننده این سیستم حامل را بر عهده دارد. تحت تاثیر انسولین تعداد حاملها افزایش می‌یابد. علاوه بر گلوکز ، انسولین عمل انتقال اسیدهای آمینه ، یونهای پتاسیم و کلسیم ، نوکلئوتیدها و فسفات معدنی را از غشاهای سلولی تقویت می‌کند.

دو زنجیره پپتیدی  آ  و  ب تشکیل یافته است. تعداد اسیدهای آمینه در زنجیره‌ها که در زنجیره آ برابر ۲۱ و در زنجیره ب برابر ۳۰ می‌باشد ، در انسولینهای جدا شده از اغلب گونه‌های حیوانی ثابت است. این دو زنجیره به کمک دو پل دی‌سولفور ، یکی بین اسیدهای آمینه شماره ۷ از دو زنجیره و دیگری میان اسیدهای آمینه شماره ۲۰ از زنجیره ا و شماره ۱۹ از زنجیره ب با یکدیگر اتصال دارند. علاوه بر این ، ریشه‌های اسید آمینه ردیف ۶ و ۱۱ در داخل زنجیره آ بوسیله پیوند دی‌سولفور به یکدیگر متصل هستند. مکان این پیوندها در گونه‌های مختلف ، ثابت است. 

پژوهشگران با بررسی اثرات تغییرات شیمیایی هر یک از اسیدهای آمینه در ردیفهای مختلف ساختمان انسولین موفق شده‌اند، قسمتهایی از ساختمان انسولین را که برای بروز اثرات زیست شناختی آن ضروری هستند را تعیین کنند. انسولین در غلظتهای فیزیولوژیک به صورت یک مونومر ساده می‌باشد و در غلظتهای بالاتر ، انسولین پلیمریزه شده و ساختمان کمپلکس را به خود می‌گیرد و یونهای روی (زنن ) نقش بسیار مهمی را در ایجاد این کمپلکس بر عهده دارند.

بیوسنتز انسولین
بیوسنتز انسولین و بسته بندی هورمون به صورت دانه‌های ترشح کننده با نظم معین در درون سلولهای بتا جزایر لانگرهانس غده لوزوالمعده صورت می‌گیرد. ابتدا هورمون به صورت پری پرو انسولین توسط ریبوزومهایی که بر روی شبکه آندوپلاسمی خشن سلولها قرار گرفته‌اند ساخته می‌شود. این پیش ساز که دارای ۲۳ اسیدآمینه آب گریز بنام قطعه رهبر است به داخل شبکه آندوپلاسمی هدایت می‌شود. در داخل شبکه این قطعه جدا شده و پیش ساز به "پرو انسولین" تبدیل می‌شود. آرایش فضایی این مولکول به صورتی است که شرایط ایجاد پلهای دی‌سولفور را فراهم می‌سازد.

در ساختمان پروانسولین ، از جهت ریشه آمین اتنهایی ، ابتدا زنجیره ب قرار گرفته که با یک رشته اسید آمینه به نام "پپتید س" متصل شده و انتهای دیگر پپتید س با زنجیره آ پیوند یافته است. پروانسولین به داخل دستگاه گلژی منتقل شده تا تحت تاثیر آنزیمهای پروتئولیز کننده ، مولکولهای انسولین آزاد می‌شوند که پس از تجزیه دو زنجیره آ و ب پپتید س آزاد می‌شود. دو زنجیره آ و ب بوسیله پیوندهای دی‌سولفور به هم متصل می‌شوند و انسولین کامل را به وجود می‌آورند. ساختمان و شکل دانه‌های ترشح کننده انسولین در حین عبور از داخل غشای پلاسمایی تکمیل می‌شود. این هورمون با یون روی ترکیب شده و هگزامرهایی را تشکیل می‌دهند. این دانه‌ها تحت تاثیر تحریکات خاصی با غشای سلول درآمیخته و محتوای خود را به روش اگزوسیتوز به خارج می‌ریزند.

http://www.pezeshkonline.ir/index.php?ToDo=ShowArticles&AID=3605

http://www.pezeshkonline.ir/index.php?ToDo=ShowArticles&AID=3785





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 مرداد 1391 :: نویسنده : امیر کمالی

                             

  1. عضله ذوذنقه: عضله تختی است که در ناحیه سطحی بالای پشت قرار دارد و به راحتی بین استخوان کتف و ستون فقرات قابل لمس است.
  2. عضله جناغی   چنبری   پستانی(دوسر): عضله بزرگی است که در  دو طرف ناحیه گردن قرار گرفته و در مواقعی که سر را بطرف مخالف بچرخانیم  قابل لمس است.
  3. استخوان ترقوه،استخوان چنبر
  4.  عضله دالی، دلتوئید
  5. عضله سه سر بازوئی
  6. عضله بازوئی قدامی: در بخش قدامی آرنج قرار دارد و وقتی که حرکت خم شدن آرنج با مقاومتی روبه رو باشد،در ناحیه بیرونی عضله دو سر قابل لمس میباشد و چون در زیر عضله دو سر قرار دارد لمس کردن آن در حالت عادی مشکل است.
  7. عضله دو سر بازویی. سر کوتاه
  8. عضله دو سر بازویی. سر دراز
  9. عضله بازویی زند اعلائی: این عضله در ناحیه قدامی و خارجی زند زبرین قرار دارد .عضله ای است سطحی که با خم کردن آرنج و بالا نگهداشتن شست دست ،در روی ساعد قابل لمس است. عضله برون گرداننده دراز(بازوئی زند اعلائی).
  10. عضله سینه ای بزرگ: عضله بزرگی است که در جلوی قفسه سینه در قسمت سطحی طوری قراردارد که بخوبی قابل لمس است و رویت میشود و به دوبخش جناغی و تر قوه ای تقسیم می شود.
  11. عضله گرد بزرگ: عضله کلفتی که در سطح بخش خلفی و پائین استخوان کتف قرار گرذفته و قابل لمس است.
  12. عضله پشتی بزرگ: ،عضله بسیار پهنی است که در قسمت پائین پشت قرار دارد و قابل لمس است. فقط قسمت بالائی آن توسط چهار عضله ذوذنقه پوشیده شده است.
  13. عضله دندانه ای بزرگ(دندانه قدامی): این عضله در زیر استخوان کتف قرار گرفته و بر روی دندانه ها کشیده میشود بطوری که به زیر عضله سینه ای بزرگ میرسد. لبه های این عضله با موقعیت چسبندگی آن بر روی دنده ها دنده ای شکل است.
  14. عضله  مایل شکمی خارجی: عضله دندانه ای خلفی تحتانی.
  15. عضله راست شکمی: سطحی ترین عضله ناحیه شکم است و بین جناغ و استخوان عانه  قابل لمس است.
  16. ستیغ: چین غشای داخلی میتو کندری ها.تیغه....
  17. رباط ناحیه مغبنی،(کشاله ران): ناحیه ای  که در بخش قدامی مفصل ران واقع شده است.رباط قدرتی
  18. عضله کشنده پهن نیام: عضله کوچکی است که به طور سطحی در بخش قدامی ،خارجی و بالای ران قرار دارد و در قسمت بیرونی عضله خیاطه زمانی که استخوان ران دارای فلکشن و چرخش خارجی میباشد، قابل لمس است.
  19.  
  20. ماهیچه خارجی ران
  21. راست رانی،عضله مستقیم رانی ،عضله راست قدامی: در سطح راست قدامی ران قرار گرفته و بین دو مفصل ران و زانو قابل لمس است.
  22. عضله پهن داخلی
  23. سرینی میانی : بخشی از این عضله در زیرعضله سرینی بزرگ قرار دارد،عضله ای سطحی است که در پائین تاج خاصره ای قرار گرفته و در هنگامی که پا را دور میکنیم در همان محل قابل لمس است.
  24. سرینی بزرگ : بزرگترین عضله ناحیه باسن است که در بخش خلفی مفصل ران قابل لمس و مشاهده می باشد.
  25. عضله سوئز خاصره ای، پسواس خاصره
  26. عضله شانه ای: عضله ای کوتاه و کلفت که در بالای عضله نزدیک کننده دراز و به موازات آن قرار دارد و قابل لمس نیست.
  27. عضله نزدیک کننده دراز: این عضله در بخش داخلی ران ،نسبت به عضله شانه ای قرار گرفته است و قابل لمس میباشد.
  28. عضله راست داخلی: عضله باریک و بلندی استکه بطور سطحی در ناحیه داخلی ران قرار گرفته است ولی لمس کردن آن مشکل است. نازک رانی.
  29. عضله خیاطه
  30. کشکک، کاسه زانو، استخوان کشکک
  31. عضله نزدیک کننده بزرگ: بزرگترین عضله از گروه نزدیک کننده ها است و در بخش میانی ران قرار دارد و لمس کردن آن مشکل است زیرا توسط عضلات مختلف پوشیده شده است.
  32. عضله نیم وتری: عضله نیمه وتری، از گروه عضلات همسترینگ است که در ناحیه سطحی و خلفی و داخلی استخوان ران قرار گرفته است.
  33. عضله نیم غشائی: یکی دیگر از عضلات همسترینگ میباشد که در بخش خلفی ران قرار گرفته است.
  34.  
  35.  
  36. عضله ساقی قدامی. عضله درشت نئی قدامی. ساقی قدامی: در بخش قدامی ساق پا قرار گرفته و در قسمت خارجی استخوان درشت نی قابل لمس است و چنانچه پنجه پا حالت دورسی فلکشن(به بیرون) واینورشن(به داخل) داشته باشد، لمس کردن آن بهتر صورت خواهد گرفت.
  37. عضله نازک نی کوتاه: این عضله در بخش خارجی ساق پا قرار دارد و تاندون آن در بالای قوزک خارجی  یا موقعی که حرکت اورشن – انجام میشود،به خوبی قابل لمس است.دراز پشت ساقی
  38. عضله نازک نی کوتاه: کوچکتر و کوتاهتر از نازک نی بلنداست و در زیر آن قرار دارد و قابل لمس نیست.
  39. باز کننده دراز انگشتان پا، عضله باز کننده طویل انگشتان پا:  این عضله در بخش قدامی و خارجی ناحیه ساق پا قرار گرفته ودر بخشی که تاندون آن به چهار قسمت تقسیم میشود،قابل لمس است.عضله باز کننده دراز انگشتان.
  40. عضله نعلی: این عضله زیرعضله دو قلو قرار گرفته است.
  41. عضله دو قلو(کناری): عضله بزرگ و سطحی است که در ناحیه بخش خلفی ساق پا در زیر زانو  به پائین  قابل لمس و رویت است .گاسترو کنیموس
  42. ضله دو قلو (داخلی): عضله بزرگ و سطحی است که در ناحیه بخش خلفی ساق پا در زیر زانو  به پائین  قابل لمس و رویت است .
  43. عضله ساقی خلفی: در بخش خلفی ساق پا به طور عمقی قرار گرفته و قابل لمس نیست.درشت نی خلفی
  44. باز کننده دراز شست پا: در بین عضله باز کننده انگشتان و ساقی قدامی و در قسمت پائین ساق پا قرار گرفته است و تاندون آن در هنگام هایپراکستنشن(باز کردن بیش از حد؟) مفصل شست پا با استخوان کف پا قابل لمس است.
  45. استخوان درشت نی
  46. استخوان نازک نی
  47. وتر بزرگ پاشنه ای. وتر آشیل
  48. عضلات خم کننده دراز انگشتان، تا کننده دراز انگشتان پا: بطور عمقی در ناحیه خلفی پا قرار دارد و قابل لمس نیست.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 مرداد 1391 :: نویسنده : امیر کمالی

دکتر عباس آزادیان 
سه شنبه, 19 آذر 1387

درک روزافزون ما از آناتومی مغز و فیزیولوژی دستگاه عصبی به درک جدید ما از"انعطاف پذیری مغز" کمک میکرد. همه ما میدانیم که نحوه ی عملکرد حس بینایی، شنوایی، لامسه و بویایی متفاوت است. ولی ریشه ی این تفاوت در کجاست؟ چگونه مغز میتواند تفاوت تحریکهای حسی مختلف را تشخیص دهد؟ از اوایل قرن نوزدهم بحث در این مورد موضوع مورد توجه بسیاری از محققان بود. بعضی از محققان بر این باور بودند که همه ی عصبهای انسان انرژی را منتقل میکند و تفاوت بین حسهای مختلف "میزان" متفاوت انرژی موجود  در آن حس خاص میباشد. آنها بر این باور بودند که چشم میتواند نور را حس کند، زیرا که نسبت به پوست عضو بسیار حساستر و ظریفتری است. بعضی محققان دیگر بر این باور بودند که هر حسی انرژی متفاوتی را که خاص همان حس است منتقل میکند و عصبهای یک حس نمیتوانند تحریکهای حس دیگر را منتقل کنند. در سال 1826 ژوهانس مولر(1) "قانون انرژی مشخص اعصاب" را مطرح کرد. او اضافه کرد که به نظر میرسد اعصاب هر حس فقط توان درک یک نوع حس را دارند و توان درک تحریکهای حس دیگر را ندارند. در نتیجه اعضای یک حس نمیتوانند جایگزین حس دیگر بشوند و یا عمل حس دیگر را تقبل کنند.(2) یکی از شاگردان ژوهانس مولر مطرح کرد که اگر با عمل جراحی میتوان عصب بینایی و عصب شنوایی را به هم وصل کرد پس باید بتوانیم صدا را ببینیم و رنگ را بشنویم.(به ادامه مطلب مراجعه کنید)



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 مرداد 1391 :: نویسنده : امیر کمالی

www.medicblog.blogfa.com آناتومی(دستگاه گوارشی)دستگاه گوارش از لوله گوارش و اعضای مرتبط با آن تشكیل می شود. لوله گوارش یك لوله پیچ خورده به طول حدود ۷ ‌متر است كه غذا در حین هضم شدن از آن عبور می كند. این لوله شامل دهان، حلق، مری، معده، روده های كوچك و بزرگ، راست روده و مقعد است. اعضای گوارشی مرتبط عبارتند از ۳ ‌جفت غده بزاقی، كبد، لوزالمعده و كیسه صفرا. دستگاه گوارش، غذا را به قطعات كوچكتر تبدیل می كند تا به وسیله سلول های بدن قابل استفاده شوند و مواد باقیمانده را به شكل مدفوع، دفع می‌كند.  صفاق یك غشای چین خورده به نام صفاق، سطح درونی جدار شكم و تمامی اعضای گوارشی را می پوشاند.

 

 

دهان و مری www.medicblog.blogfa.com آناتومی(دستگاه گوارشی)فرایند گوارش در دهان آغاز می شود. عمل دندان ها و زبان در طول جویدن، غذا را برای بلع به قطعات نرم و كوچكتر تبدیل می كند و از طرفی مواد موجود در بزاق، كربوهیدارت های موجود در غذا را تجزیه می كنند. در هنگام بلع، زبان لقمه غذا را از گلو به مری می راند. در همین زمان، كام نرم حفره بینی را می بندد و اپی گلوت كه یك زایده كوچك غضروفی در پشت زبان است، حركت كرده، حنجره را می بندد و به این ترتیب غذا وارد بینی یا حنجره نمی شود. 

معدهغذا از مری به داخل معده می رود. آنجا ممكن است به هم خوردن و تجزیه جزئی آن به وسیله مایعات گوارش كننده تا ۵ ساعت طول بكشد تا تبدیل به یك ماده نیمه مایع به نام سوپ معدی شود. مایعات بلعیده شده مثل آب و الكل از معده و روده مستقیماً‌ در عرض چند دقیقه عبور می كنند. روده كوچك سوپ معدی وارد دوازدهه (قسمت اول روده كوچك) می شود و به وسیله مایعات گوارش كننده كبد و لوزالمعده باز هم تجزیه می شود. مرحله نهایی هضم در بقیه روده كوچك www.medicblog.blogfa.com آناتومی(دستگاه گوارشی)صورت می پذیرد. در روده كوچك، مایعات گوارش كننده ای كه از جدار روده آزاد می شوند، مواد غذایی را به واحدهای شیمیایی كوچكی تبدیل می كنند به طوری كه بتوانند از جدار روده وارد شبكه رگ های خونی اطراف آن شوند.روده بزرگپس از جذب مواد غذایی در روده كوچك، مانده باقیمانده وارد روده بزرگ می شود. بیشتر آب موجود در این مواد به داخل بدن بازجذب می شود و ماده دفعی نیمه جامد باقی مانده، مدفوع نامیده می شود. مدفوع وارد راست روده می شود و در آنجا تا زمانی كه با یك حركت روده ای خارج شود نگهداری می شوند.كبد، كیسه صفرا و لوزالمعدهكبد، كیسه صفرا و لوزالمعده، به تجزیه شیمیایی غذا كمك می كنند. كبد از محصولات گوارش برای ساخت پروتئین هایی مثل پادتن ها (كه به مقابله با عفونت ها كمك می كنند) و عوامل لخته كننده خون استفاده می كند. كبد همچنین سلول های خونی فرسوده را تجزیه می كند و مواد اضافی را به صورت صفرا دفع می كند كه دركیسه صفرا ذخیره می شوند و در گوارش چربی ها نقش دارند. ورود غذا به دوازدهه (اولین قسمت روده كوچك) كیسه صفرا را تحریك می كند تا از طریق مجرای صفراوی، صفرا را به درون دوازدهه بریزد. لوزالمعده،‌ مایعات گوارش كننده قدرتمندی را ترشح می كند كه در هنـگام ورود غذا به دوازدهـه، وارد آن می شوند. این مایعات، همراه با مایعات گوارش كننده ای كه به وسیله سطح داخلی روده تولید می شوند، كمك می كنند تا مواد غذایی به موادی تجزیه شوند كه جذب خون شده، به كبد برده می شوند.

www.medicblog.blogfa.com آناتومی(دستگاه گوارشی) اعضای گوارشی كبد، كیسه صفرا و لوزالمعده كه در قسمت فوقانی شكم قرار دارند، مایعات گوارش كننده را به درون دوازدهه ترشح می كنند. صفرا از كبد و یك صفرا وارد مجرای صفراوی می شود و ترشحات لوزالمعده نیز مستقیماً‌به دوازدهه می ریزد.حركات دودی غذا در طول لوله گوارش به وسیله توالی مداوم انقباضات عضلانی كه حركات دودی نام دارند، به جلو رانده می شود. دیواره های لوله گوارش با عضلات صاف پوشیده شده اند. برای راندن لقمه غذا به جلو، عضلات پشت غذا منقبض و عضلات جلوی آن شل می شوند. موج دودی برای حركت دادن غذا در طول لوله گوارش، عضلات جداره ها با یك توالی به نام موج دودی منقبض و شل می شوند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 10 مرداد 1391 :: نویسنده : امیر کمالی

وقتی به ملاقات شخصی می روید، آنچه بیش صحبت های شما در ناخودآگاه طرف تاثیر می گذارد، زبان بدن است. حالت هایی که شما به بدن، دست ها، چشم ها و… خودتان می دهید، بدون آنکه خودتان بدانید، ناخودآگاه احساسات و اطلاعاتی را منتقل می کنند و نهایتا بر اساس همین احساس است که شخص در مورد شما قضاوت می کند.


در مورد زبان بدن کتاب های زیادی نوشته شده است، در اینجا یک اینفوگرافیک سریع و مفید از Yumi Sakugawa آورده ایم تا با برخی از مهمترین آنها آشنا شوید. (برای دیدن تصویر با ابعاد بزرگ تر روی آن كلیك كنید)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


  قند:  منبع انرژی جدید برای ابزارهای کاشتنی داخل بدن

در تصویر یک قرص سیلیکونی حاوی سلول هایی با اندازه های مختلف می بینید که در آنها گلوکز سوخته می شود. بزرگترین سلول ۶۴ در ۶۴ میلی متر است.


محققان دانشگاه ام آی تی (بله! باز هم MIT) یک سلول سوختی ساخته اند که از همان قندی استفاده می کند که سایر سلول های بدن استفاده می کنند: قند گلوکز. این سلول سوخت گلوکز، می تواند در ایمپلنت (ابزار کاشتنی) های مغزی، به عنوان منبع انرژی به کار رود. ایمپلنت (implant) های مغزی ابزارهایی برای کمک به بیماران ناتوان و حرکت دست ها و پاهای آنها هستند. تامین انرژی ایمپلنت ها یکی از مشکلات اصلی آنها است که فعلا توسط باتری های قابل تعویض تامین می شود، این سلول سوختی می تواند آینده آنها را تحت تاثیر قرار دهد.

آن گونه که در مجله PLoS ONE در ۱۲ ژوئن امسال (دو روز پیش) توصیف شده است.



در وهله اول، این سلول های سوختی می توانند از مولکول های گلوکز جریان الکتریکی کوچکی تولید کنند. در مرحله دوم این محققان با مدیریت Rahul Sarpeshkar، پروفسور مهندسی برق و علوم کامپیوتر دانشگاه ام آی تی موفق شدند که این سلول های سوختی را روی یک چیپ سیلیکونی سوار کرده و مدارهای آن را با مدارهای ایمپلنت های مغزی یکپارچه کنند.

ایده استفاده از گلوکز برای تامین انرژی ابزارهای داخل بدن، ایده تازه ای نیست. در سال های ۱۹۷۰ دانشمندان توانستند که با استفاده از قند گلوکز، انرژی یک ضربان ساز را تامین کنند. اما این ایده با ورود باتری های انقلابی لیتیومی منسوخ شد. این باتری ها انرژی بسیار بیشتری را نسبت به واحدهای سوخت گلوکزی تامین می کردند. علاوه بر این واحدهای سوخت گلوکزی آن زمان از آنزیم هایی استفاده می کردند که بعدا ثابت شد ممکن است ناگهان از کار بیافتند و برای استفاده طولانی مدت مناسب نیستند.

سلول های جدید ام آی تی که در PLoS ONE توصیف شده اند، از جنس سیلیکون بوده و از همان تکنولوژی چیپ های الکترونیکی نیمه رسانا استفاده می کنند. در آنها هیچ گونه فعالیت بیولوژیکی رخ نمی دهد، بلکه واکنش های پلاتینوم الکترون را از گلوکز می گیرد. این روش از نظر ساختاری مشابه بدن اما از نظر روش اجرا کاملا متفاوت است. در بدن آنزیم های مختلف ابتدا گلوکز را می شکنند و در حین این کار ATP (واحد انرژی در بدن) تولید می شود. (سازگاری طویل المدت پلاتینوم با بدن انسان ثابت شده است.) بنابراین، این سلول های سوختی می توانند یه عنوان یک منبع دائمی، چند صد میکرووات برق تولید کنند که برای ایمپلنت های (نیازمند انرژی کم) مغزی کافی است.

Benjamin Rapoport، دانشجوی فارغ التحصیل آزمایشگاه Sarpeshkar و مدیر تحقیق جدید ام آی تی می گوید، اهمیت این کار در چند سال آینده مشخص می شود، زمانی که شما مردم مبتلا آسیب نخاعی را ببینید که با کار گذاشتن این امپلنت ها و رعایت یکسری نکات پزشکی خاص، راه بروند. ایمپلنت هایی که انرژی خود را از قند تامین کرده و نیازی به نگه داری دائمی ندارند.

آقای راپوپورت معتقد است که قند موجود در مایع مغزی نخاعی برای تامین انرژی کافی خواهد بود. مایع مغزی نخاعی، مایعی با حجم بسیار کم در اطراف مغز و نخاع است که آن ها را در برابر ضربه و تصادم به جمجمه و ستون مهره ها حفظ می کند. سلول های بسیار کمی در این مایع وجود دارند. بنابراین احتمال بسیار کمی وجود دارد که امپلنت های موجود در این مایع، واکنش ایمنی بدن را تحریک کنند. از طرف دیگر مقدار قند نسبتا زیادی در این مایع وجود دارد که بدن نیازی به آن ندارد (این قند به طور خود به خودی همراه با آب از جدار رگ ها نشت می کند). پس قرار گیری این ایمپلنت های کوچک مغزی نباید مشکلی برای هیچ چیز به وجود آورد.

Karim Oweiss، استادیار مهندسی الکتریکی، علوم کامپیوتر و نوروساینس در دانشگاه ایالت میشیگان می گوید، این کار یک حرکت خوب و رو به جلو در خلق بهتر ابزارهای پزشکی قابل کاشت در بدن است. آنها دیگر نیازی به منابع تامین برق خارجی ندارند.

آقای اویس می گوید، به نظر می رسد آنها انرژی مورد نیاز را تامین کرده اند. مرحله بعدی امتحان این ابزارها در حیوانات زنده است.

یک تیم از محققان دانشگاه برون، بیمارستان عمومی ماساچوست و چند انستیتو دیگر، به تازگی نشان دادند که بیماران فلج با استفاده از یک ایمپلنت مغزی و یک بازوی روباتیک قادر به انجام بعضی کارها می شوند. روش جدید تامین انرژی ایمپلنت های مغزی به این تکنولوژی کمک شایانی می کند.





ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 تیر 1391 :: نویسنده : امیر کمالی

عینک موزیکال ویژه نابینایان، راهنمایی برای درک فاصله و رنگ اشیاء

شاید شما نیز به یاد بیاورید. در بچگی یکی از بازیهای مان آن بود که یک نفر چیزی را در جایی مخفی می کرد و دیگری را با زدن ضربه و تولید صدا در پیدا کردن آن راهنمایی می کرد. هرچه قدر که فرد به مخفیگاه نزدیک تر می شد، شدت ضربه ها تند تر و هر چه بیشتر فاصله می گرفت، شدت ضربه ها کند تر بود. حالا محققین با ایده گرفتن از این بازی کودکانه طرحی را برای نابینایان ارائه کرده اند تا بتوانند اشیا اطراف خود را راحت تر شناسایی کنند.

 

تیمی از محققین دانشگاه Hebrew یک گجت پوشیدنی جدید به نام Eyemusic طراحی کرده اند که می تواند اطلاعات بینایی را به حجمی از صدای تم های موسیقی تبدیل و در اختیار افراد نابینا و کسانی که دچار اختلالات بینایی هستند، قرار دهد. این وسیله جدید یک عینک است که فرد نابینا آن را بر روی چشم خود قرار می دهد. بر روی فریم این عینک یک لنز دوربین جاسازی شده که با هدفونی در انتهای یکی از دسته های عینک در ارتباط است.

 

زمانی که فرد نابینا عینک را بر روی چشم خود می گذارد، این لنز فضای روبروی او را اسکن می کند. اسکن تصاویر از سمت چپ به راست انجام می شود. به این تصاویر اسکن شده soundscape گفته می شود. بر اساس هر صحنه اسکن شده یک قطعه موسیقی اجرا شده و صدای آن از طریق هدفون برای فرد نابینا پخش می شود.

 

هر چه که حرکت فرد به سمت نقاط موجود در منطقه اسکن بیشتر باشد، همان میزان صدای موسیقی قویتری برای او از طریق هدفون پخش می شود. در واقع سرنخ های صوتی، فرد نابینا را از طریق شدت و ضعف پخش صدا در وضعیت نزدیک و یا دور شدن به هدف های موجود در تصاویر اسکن شده، راهنمایی می کند.

 

نقش اصلی این تصاویر آن است که به زبان موزیکال ترجمه می شوند و با نشانه های شنیداری فرد نابینا را در راه یابی کمک می کنند. و البته برای هر رنگ نیز یکی از آلات موسیقی فرض می شود. برای مثال رنگ آبی صدای طبل، سبز صدای نی و .... تصویر با وضوح و کیفیت بالا در اسکن انجام شده، به معنی نزدیک شدن به شیئ مورد نظر و صدای آلات موسیقی به معنی دسترسی پیدا کردن به جسمی با رنگ خاص است. به این شکل فرد نابینا هم می تواند دوری و نزدیکی جسم را درک کند و هم اینکه یک درک موسیقیایی از رنگ های مختلف داشته و میان آنها تمایز قائل شود.

 

امید است با توسعه این طرح وسیله ای حساس تر و قابل استفاده برای نابینایان ایجاد شود تا آنها نیز قادر باشند کارهای خود را نظیر خرید و یا گردش خارج از منزل، بدون نیاز به کمک دیگران انجام دهند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دیپاک کومار ( Deepak Kumar ) پسر هشت ساله از کشور هند که از بدو تولد دارای دو پا و یک باسن اضافی در ناحیه قفسه سینه خود بود پس از یک جراحی ۴ ساعته از شر این اعضای انگلی که در حال رشد بود خلاصی یافت .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  این پسر بچه که در سراسر جهان با نام مستعار “پسر اختابوس ” شناخته شده است با پاهایی که در قفسه سینه او رشد کرده بود و دوقلو رشد نیافته او بود متولد شده بود .

گرچه خود دیپاک کومار در طول این سالها از وجود این قل ناقض در قفسه سینه احساس ننگ و شرمندگی می کرد اما از سوی برخی از هندوها او به عنوان تجسم از خدا تصور شده بود . در حالی که دیگران از او به عنوان شیطان در بدن انسان نام می بردند .

جالب است که این مسئله گرچه برای این کودک عذاب آور بود اما موجب گشته بود که مردم ساده لوح با آوردن هدیه از روستاهای دور و نزدیگ موجب بهبود اقتضاد خانواده فقیر او گردد . و در انتها پدر او جهت رهایی فرزندش از عذاب از دریافت هدیه ها چشم پوشی کرده و  حاضر به انجام جراحی شد .

گروه پزشکی در بیمارستان شهر بنگلور هند با هدف اهدای یک زندگی عادی به این پسر بچه ، طی یک جراحی چهار ساعته در ماه ژوئن موفق به حذف قول انگلی از قفسه سینه این کودک شدند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  خبر مشکل این پسر برای اولین بار در ماه فوریه در رسانه های عمومی با هدف  جمع آوری پول برای جراحی وی منتشر شد و به کمک افراد خیر هزینه جراحی این پسر روستایی تامین گردید .

دیپاک بعد از عمل جراحی به خبرنگاران گفت : من از داشتن زندگی ای متفاوت از دیگر بچه ها خسته شده ام . من فقط می خواهم یک زندگی عادی داشته باشم ،

منبع : سایت پزشکان بدون مرز





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
   
   

کد گوگل پلاس

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic